محمد بن جرير الطبري (مترجم: جمعى از علماء در نيمه دوم قرن چهارم)
582
جامع البيان عن تأويل آي القرآن (تفسير طبرى) (فارسى)
عذاب كنندهء ايشان را و ايشان آمرزش مىخواهند يا برخى از ايشان * 34 - و چه بود و چيست ايشان را كه عذاب نكند ايشان را خداى عزّ و جلّ و ايشان وا مىدارند و مىواداشتند پيغامبر را از آن نمازگاه شكهمند - مسجد مكّه - و نبودند و نيستند سزامندان از پيغامبر و ياران ، نهاند دوستان خداى ، نهاند سزامندان و ناخوردان ( ؟ ) آن مسجد مگر پرهيزكاران از كفر و ليك بيشتر ايشان نمىدانند « 1 » * 35 - و نه بود و نيست نماز آن كافران بنزديك آن خانهء مكّه مگر شصتى بدهن ورهم زدنى دست را « 2 » ، پس بچشيد سختى سر بريدن شكنجهء روز بدر بدانك شما ناگرويده شديد « 3 » * 36 - حقّا كه آن كسهاى كه ناگرويده شدند به كار مىبرند خواستهاى ايشان را تا وادارند و بگردانند از راه دين و طاعت خداى عزّ و جلّ ، پس زودا كه به كار برند و خزينه كنند آن خواست را پس [ باشد بر ايشان ] « 4 » آرمانى « 5 » و دريغ خوردنى پس چيرهشند بر ايشان ، سرشان ببرند و مقهور كنند ايشان را ، و آن كسها كه ناگرويده شدند بسوى دوزخ رانند ايشان را روز قيامة « 6 » * 37 - تا جداى واكند خداى عزّ و جلّ آن پليد كار را ازان پاك كار مؤمن
--> ( 1 ) - چبود ايشان را كنه عذاب كندشان خداى و ايشان مىبازدارند از مسجد حرام و نه بودند دوستان او كه دوستان او نهاند مگر پرهيزكاران و لكن بيشتر ايشان ندانند . ( خ ) ( 2 ) - سواندن و پاى گرفتن . ( خ ) - دست زدن و پاى كوفتن . ( نا ) - بخشيدن يعنى دميدن و دست بر هم زدن . ( صو ) - ترجمه : « مكاء و تصدية » ( 3 ) - بچشيد عذاب بدانچه مىكافر شديد . ( خ ) ( 4 ) ( خ . صو ) ( 5 ) - ظاهرا « آرمانى » ( 6 ) - كه كافران همى هزينه كنند خواستهاى ايشان را تا باز دارند از راه خداى ، هزينه كنند آن را ، پس باشد بر ايشان تيمارى ، پس غلبه كند ، و آنكه كافرانند سوى دوزخ گرد آورند ايشان را . ( خ )